شمس الدين رشديه

47

سوانح عمر ( فارسى )

( پدر مرتضويان ) باداى مال امام قبول كردم ، تمسك رشديه را رد كنيد . مرتضوى سند رشديه را نزد شيخ ميفرستد . در يكى از شبها كه رشديه خدمت حاج شيخ بود ، وقت باز آمدن حاج شيخ پاكتى به رشديه داده فرمود ، « در خانه بخوانيد ، و كلاس اول مدرسه را فردا با معلمان پيش من بياوريد كه از آنان امتحانى بشود . ناهار را هم مهمان ما خواهيد بود . » رشديه به خانه آمده پاكت را بگشود ، و قبض هزار و سيصد و چهل تومان كه بابت قرض به مرتضوى داده بود ، رسيدش ظهرنويسى شده در آن بود . فرداى آن روز ، شاگردان كلاس اول را با معلمشان و يك فراش به منزل شيخ كه در اول بازارچه حاج شيخ هادى بود حركت دادند . در عرض راه ، هياهوى عجيبى راه افتاده بود كه حاج شيخ شاگردان مدرسه رشديه را بامتحان خواسته است . تا رشديه و شاگردان بشيخ برسند ، خواص اصحاب و نماينده‌يى از انجمن معارف در خدمت شيخ حاضر شده بودند . رشديه مينويسد : « شيخ محمدى از نقادان وفاد كه امثال آن در محضر شيخ حاضرند ، ممتحن واقع شده از شاگردى پرسيد ، شما چه ميخوانيد ؟ مبصر كلاس يك ، بچه هشت ساله زيركى بود ، بجواب پرداخت كه ، ما در هفته‌يى 24 زنگ كار ميكنيم ، 4 درس دو دوره از بدايقا لتعليم ، 6 برنويسى ، 2 شرعيات ، 2 حساب ، 4 زيرنويسى ، درس ديروز 3 مشق خط ، 1 مكالمه و درسها را از حفظ ميخوانيم . - مخصوصا حاج شيخ امتحان را به آنچنان شخصى واگذاشت تا همه بدانند كه علاقه فراوان شيخ در نگهدارى رشديه و مدرسه‌اش از چه جهت است » . در خيابان ناصريه مهمانخانه تازه‌يى باز شده ، غذاى مطبوعش شهره شهر شده بود . حاج شيخ فرستاد مجموعه‌ها در سر متصديان از آنجا براى شاگردان غذا آوردند . آوردن ناهار از خيابان ناصريه و چهارراه حسن‌آباد تا منزل شيخ ، هاىوهوى غريبى در شهر راه انداخته بود . و مقرر شد هرروز پنجشنبه ، يك كلاس براى امتحان خدمت شيخ برسند ، اينان ناهار خود را خوردند . شيخ هم كه ناهار معمولى خود را كه نان در آب كشك خيسيده است ، ميل فرمود . پس از آنكه حاضرين امتحان شاگردان را ديدند و پسنديدند ، شيخ فرمود كه مدرسه شصت شاگرد فقير بلاكفيل دارد ، بايد براى آنها متكفل پيدا شود . دوازده نفرشانرا من كفالت ميكنم ، ازاين‌رو بهر نفرى ماهى سه تومان به عهده من است ( مدرسه ناهار هم ميداد ) كه ماه به ماه ، ماهى سى و شش تومان از مرتضوى بگيريد . مشهدى كاظم هم ده نفر را قبول كرد . انتظام السلطنه هم پنجنفر را قبول كرد ، كه مخارجشان را مشهدى كاظم به حساب او برساند . ازاين‌رو مدرسه رشديه روحى تازه بقالب گرفت . در آن روزها از طرف وزارت علوم روزنامه معارف بمديريت مفتاح الملك منتشر ميشد ؛ و چهل هزار تومان سرمايه اصلى مدرسه رشديه كه در زمان امين الدوله معينى شده بود ، و قبلا گذشت ، بضبط انجمن معارف درآمد ، و صرف تاسيس شش مدرسه كردند بنام علميه - ابتدائى - علمى - افتتاحيه - مظفريه - شرف - ثروت . روزنامه معارف قسمت مخصوص از هر شماره فحش‌نامه رشديه بود ، و كار بافراط